ميرزا احمد يا ميراحمد نيريزي از بزرگترين نسخنويسان و خوشنويسان معروف قرن دوازدهم هجري (اواخر دوران صفويه) است. ميرزا احمد در شهر نيريز فارس چشم به جهان گشود. در شیراز و استان فارس سابقه هنر خوشنویسی همچون سایر هنرها نیز به گذشته های دور بر می گردد و اهمیّت آن تا بدان جا است که هنرمندان این خطّه بیشترین ابداع و تحول و اصلاح را در اغلب خطوط بوجود آورده و برخی از آنها از بهترین اساتید تاریخ خوشنویسی ایران به شمار می آیند و چنانچه در کتاب «احوال و آثار خوشنویسان ایران» و «نمونه های خطوط خوش کتابخانه کاخ گلستان» تألیف شادروان دکتر مهدی بیانی اشاره شده، بیش از چهل نفر از خوشنویسان نامی ایران که کتاب یا رساله یا مُرقعاتی از آنها در موزه ها و کتابخانه های بزرگ ایران و ...
میرزا محمدرضا کلهر (۱۲۴۵- ۱۳۱۰ه.ق/ ۱۸۲۹- ۱۸۹۲ م) از ،استان کرماشان - شهرستان گیلان غرب، یکی از خوشنویسان ایران در زمان قاجاریه و از نژاد کُرد است. میرزا محمد رضا کلهر از خوشنویسان دوره ناصری و از نستعلیقنویسان زبردست مهم تاریخ هنر ایران است که شیوه خاصی در نستعلیقنویسی ایجاد کرد. این شیوه بر نستعلقنویسان پس از او و تازمان حاضر بسیار موثر بوده و شیوه رایج در نستعلیقنویسی دوران معاصر شد.محمد رضا کلهر فرزند «محمدرحیم بیک» بود. او در جوانی به سبب زندگی ایلی به سوارکاری و تیراندازی تمایل داشت. از این رو مردی خوشبنیه و نیرومند بار آمد. بعدها به کار خوشنویسی رو آورد؛ بنابراین به تهران آمد و نزد میرزا محمد خوانساری ...
میر علی تبریزی یا میر علی هروی تبریزی (درگذشت ۸۵۰ ه. ق) با لقب قدوة الکتاب (بهمعنی پیشگام خوشنویسان) فرزند میر علی سلطانی از خوشنویسان بهنام و از مفاخر خوشنویسی ایرانی در سده هشتم و نهم هجری (چهاردهم و پانزدهم میلادی) است. او را واضع و مبدع خط زیبای نستعلیق میدانند که از قلههای رفیع هنر ایرانی است.از جزئیات زندگی این استاد بزرگ خوشنویسی اطلاعات زیادی در دست نیست بجز آنکه مدتی در تبریز میزیسته و وفاتش به ...
جام جم آنلاين: دکانی قدیمی در یکی از محله های قدیمی تهران ، با دیوارهایی سیاه و دوده گرفته ، روی شیشه نوشته شده:چاقوسازی دشتی دکان هنوز بوی سی ، چهل سال پیش را می دهد گویی زمان در آنجا ثابت مانده پیرمردی پای کوره نشسته ، رادیوی قدیمی روشن است و حاصل گذر زمان بر چهره پیرمرد، چین و چروکی است که بر پیشانی نشسته .استاد علی اوسط دشتی 70 سال پیش در زنجان متولد شده و از10 سالگی به چاقوسازی روی آورده ، امروز همه خوشنویسان قلمتراش دشتی را می شناسند، دشتی ، مردی است از نسل صنعتکاران هنرمند پیشین که هر روز از تعداد اندکشان کاسته می شود، بی آن که دانسته هایشان را شاگردانی دل به کار داده ، آموخته باشند.استاد چگونه حرفه چاقوسازی را آموختید؛من 10 سال شاگردی کرده ام .5 سال اول نزد استاد عبدالله ملکی سوهان کاری و کارهای اولیه ساخت چاقو را آموختم.5 سال هم از استاد ابوالفضل مرادی ریزه کاریها را یاد گرفتم.الگوی شما برای ساختن قلمتراش چیست؛قلمتراش های ما از روی قلمتراش های ساخت کارخانه راجز انگلستان نمونه برداری شده که این کارخانه اکنون تعطیل است.همچنین کارخانه های دیگری در آلمان و شوروی بود که الان همه تعطیل شده اند، چاقوهای ایرانی دسته شاخ که بدون فنر بسته می شوند، حدود70 تا100 سال پیش رواج داشتند، در دوره قاجار چاقوهای راجز که به ایران وارد شد، مورد توجه چاقو سازان قرار گرفت و از آن الگوبرداری کردند، ابتدا به کیفیت نمونه های وارداتی نبود، ولی کم کم بهتر شد، در آن دوره خوشنویسان معدود و اندک بودند و آنها هم از قلمتراش راجز استفاده می کردند؛ به همین دلیل کسی که فقط قلمتراش بسازد نبود، در آن زمان چاقوهای استاد یحیی معروف بوده که افراد ثروتمند برای کلکسیونهای خود خریداری می کردند.تاسیس انجمن خوشنویسان ظاهرا به رونق قلمتراش سازی کمک بسیار کرده است پس از دایر شدن انجمن خوشنویسان نیاز به قلمتراش هم افزایش پیدا کرد و خوشنویسان به دنبال قلمتراش آمدند، قبل از من استاد ابوالفضل نظم پرور نخستین کسی بود که قلمتراش می ساخت ، چند سال پس از او من کار را شروع کردم یکی از دوستانم با مرحوم زرین خط دوست بود به استاد گفته بود که چاقوسازی در محل ما هست ، اگر موافق باشید چاقویی به عنوان نمونه می دهیم بسازد، اگر خوب شد می دهیم پس از آن قلمتراش بسازد. چاقویی آوردند و از روی آن نمونه ای ساختم ، یک تیغه بود، خوب از آب در آمد و مرا به دوستان انجمن معرفی کردند، وقتی آقای زعیمی که رئیس انجمن بود با خبر شد سفارش داد برای اعضای انجمن 50 تا60 قلمتراش بسازم و از آن زمان تاکنون فقط قلمتراش می سازم.گفته می شود که شما در دوران شاگردی چاقوهایی به اسم ابی می ساخته اید چاقوهایی که من برای استادم می ساختم معروف بود، آن زمان چاقوی ضامن دار می ساختم اسم استادم ابوالفضل بود و چاقویی که می ساخت روی آن اسم ابوالفضل را حک می کرد، هر چاقویی که من می ساختم کلمه ابی را روی آن می زد و چاقوی ابی معروف شده بود به همین علت فروشنده ها مجبور بودند برای این که چاقوی ابی داشته باشند پیش خرید کنند تا5 سال با این اسم چاقو ساختم الان هم که با نام دشتی می سازم کار خودتان را دوست دارید؛هم بله هم نه ، دوست دارم به این علت که هنر است وقتی چاقویی ساخته می شود از ساخته خودم لذت می برم ، دوست ندارم چون کار آسانی نیست و خیلی خسته می شوم ، کارم زیاد است و استراحتم کم ، باید کار کنم تا چاقو ساخته شود و بفروشم ، اگر کار نکنم پولی هم نمی گیرم.چرا از دستگاههای جدید استفاده نمی کنید؛به قول یکی از دوستان اگر پول داشتم که دستگاه و ماشین بخرم ، دیگر در این سن و سال کار نمی کردم ضمن آن که ماشین کار دست را انجام نمی دهد و کیفیت افت می کند، این کار خواروبارفروشی نیست که هر کسی بتواند انجام دهد، تخصص می خواهد، من هم بالاخره روزی خواهم مرد وسایل کار را می فروشند، سرقفلی مغازه را می گیرند و اینجا هم برای همیشه بسته می شود، الان دلم می خواهد دیگر کار نکنم ، حقوق کافی داشته باشم ، براساس مقررات همه جای دنیا یک نفر70 ساله دیگر نباید کار کند، اما من دو برابر یک کارگر کار می کنم، سکته هم کرده ام اما مجبورم کار کنم.دشتی آرد خود را بیخته و الکش را آویخته ، اما آیا به راستی مسوولان فرهنگی و هنری مملکت در برابر دشتی ها و پیران میوه خویش بخشیده وظیفه ای احساس می کنند؛
میرعماد حسنی قزوینی (۱۵۵۴-۱۶۱۵ میلادی/ ۹۶۱-۱۰۲۴ ه.ق) خوشنویس پرآوازه و از سرآمدان هنر خوشنویسی ایرانی و بزرگترین خوشنویس در خط نستعلیق است. میرعماد خود را از سادات حسنی میدانست و از این رو رقمِ یا امضایش اغلب «میرعماد الحسنی» بود.خط میرعماد در زمان حیاتش نه تنها در ایران و دربار صفوی بلکه در دربار گورکانیان هند و پادشاهان عثمانی نیز آوازهای بلند مرتبه داشت. گفته میشود که خط او را در زمان حیاتش با طلا معاوضه میکردند و درهنگام مرگ از ثروتمندترین مردان ایران بوده چنانچه خانهاش را وزیر وقت نتوانست بخرد.
باید اذعان داشت میرعماد یک شخصیت فراملی است که مسلماً صاحب پربارترین آثار هنری برای ایران است. آثار میر گواه این مطلبند که میر به دو اصل نهایی تز اصول دوازدهگانه حوشنویسی یعنی شأن و صفا، رسیده است. خط میر دارای چنان زیربنای محکمی است که حتا در زمان حیانش تأثیر فراوانی بر معاصرین خود داشت و همینطور پس از وی چندین قرن خوشنویسان از روی قطعاتش مشق کردهاند هر چند هیچکدام نتوانستند به جایگاه او ..........
غلام حسین امیرخانی (۱۳۱۸ تکیه ناوه در طالقان) فرزند رستم، از هنرمندان و خوشنویسان معاصر ایران است. او دو سال اول دبستان را در طالقان طی میکند، سپس با استقرار خانواده اش در تهران تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان مسعود سعد سلمان، به اتمام رساندو دوره دبیرستان را همراه با کار، در کلاسهای آزاد طی میکند. سپس به...